السيد مرتضى العسكري ( تحقيق ) ( مترجم : كاظمى خلخالى )
طب الصادق ع 99
طب الرضا ( ع ) وطب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
بن شهلافا ) را جانشين خود در بغداد كرد . منصور خدمتگذار مخصوصى را با جرجيس همراه نمود و بوى دستور داد كه اگر جرجيس در بين راه فوت كرد جنازه او را بجندى شاپور برده بخانوادهاش تحويل بدهد ولى جرجيس بسلامت وارد ميهن خود شد و مدتى هم زنده ماند شاگرد او هم در بغداد طبيب مخصوص منصور شد . 2 - عيسى بن شهلافا « 1 » اين شخص هم اهل جندى شاپور و شاگرد جرجيس بود كه با استادش براى معالجه منصور به بغداد آمد بعد هم كه ملاحظه كرديد بدستور استادش پزشك مخصوص خليفه شد لكن اين شخص شروع بآزار و اذيت مردم نمود بخصوص نسبت به اسقفهاى مسيحى و خاخامهاى كليمى از آنها مطالبه رشوه و مال مىكرد . شخص شرير و طمعكار بود . وقتى منصور در بعضى از سفرهايش از بغداد خارج شد و به نزديكى نصيبين رسيد ، عيسى كه همراه او بود نامهاى برئيس كاتبان آنجا نوشت و او را تهديد نمود كه اگر آنچه را كه مىخواهد بوى ندهد ( از او چيزهاى نفيس و آنتيك مىخواست ) او را اذيت خواهد كرد ، بوى نوشت كه ( آيا تو نمىدانى كه جان خليفه در دست من است ) اگر بخواهم او را بيمار مىكنم و اگر بخواهم شفا مىدهم . وقتىكه ( مطران ) از مضمون نامه آگاه شد خود را به ربيع وزير منصور نزديك كرد و جريان را بوى گفت و او را بحقيقت امر آگاه ساخت . لذا منصور دستور داد همه اموال عيسى را توقيف كردند و خودش را هم سخت مجازات نمودند و با رسوائى از دربار راندند بلى اينست نتيجه و ثمره شرارت نفس و طمع و سوء استفاده از مقام و قدرت .
--> ( 1 ) نقل از القفطى - ص 165 .